عواقب خونه تکونی
چند روزی میشه که مامانم خونه تکونی رو شروع کرده و هیچ چیزی از دستش در امان نیست و تا همه چی برق نیفتن ول نمیکنه! خلاصه این وسط گهواره من هم در امان نموند و رویه و تشکچه و بالشت و ... رفتن توی ماشین لباسشویی!! و من بالاجبار برای اولین بار توی اتاق خودم خوابیدم.
صبح وقتی بیدار شدم با خودم و تختم درگیر بودم، کلی سرو صدا کردم تا مامانم بیاد کمکم ولی زهی خیال باطل آخه اون با دوربینش اومد و این یعنی اینکه حدود نیم ساعتی باید در هر شرایطی هستم بمونم تا مامان عکاسی کنه!!

نمیدونم چرا ؟!! واقعا چرا باید من اینطوری بمونم تا مامانم خوشحال و خندان عکس بندازه!

تازه توی اون شرایط سخت خیلی خونسرد میگه: "مامــــــــان زهراااااااااا عزیززززززم بخند، بخند دخترم "

فکر کنم اینجاست که شاعر میگه : "گهی پشت به زین و گهی زین به پشت"
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عواقب خونه تکونی
